السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

386

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

واجب وشكستن آن موجب كفاره است كه سوگند به « اللَّه » يا نامهاى خاص أو ، مانند ربّ ، رحمان ، خالق ورازق باشد . 1 مستند قاعده : بر اعتبار اين قاعده به روايات ونيز اجماع استدلال شده است . 2 - - ) قسم ) قاعدهء لاينكحُ أب المرتضع . . . قاعدهء لايَنكِحُ أبُ المُرتَضِع في أولاد صاحبِ اللَّبَن : از قواعد فقهى . قاعدهء ياد شده عبارت است از حرمت ازدواج پدر كودكى كه از زنى ديگر شير خورده است با فرزندان صاحب شير . 1 از آن در باب نكاح سخن گفته‌اند . مفاد قاعده : مقصود از « مرتضع » كودكى است كه از زنى جز مادرش شير خورده است ومقصود از « صاحب لبن » همسر آن زن شير دهنده است كه زن از أو حامله وداراى شير شده است . مراد از « أولاد » أعم از فرزندان نسبى ورضاعى است . بنابر اين ، مفاد قاعده چنين مىشود كه بر پدر كودكى كه از زنى ديگر شير خورده است ، ازدواج با فرزندان نسبى ورضاعى صاحب شير حرام خواهد بود ؛ چنان كه ازدواج خود كودك نيز با آنان حرام مىباشد . همچنين ازدواج پدر كودك با فرزندان نسبى شير دهنده از شوهرى ديگر حرام است . 2 بنابر اين ، اگر مادر بزرگ مادرى كودك ، أو را شير دهد ، مادر كودك - كه زوجه پدر أو مىشود - بر پدر كودك حرام مىگردد ؛ خواه صاحب شير جدّ كودك باشد يا غير أو ؛ زيرا زوجه از أولاد صاحب شير محسوب مىشود ، در صورتي كه صاحب شير ، جدّ كودك باشد واز فرزندان نسبى زن شير دهنده به شمار مىرود ، در صورتي كه صاحب شير جدّ كودك نباشد . همچنين است اگر كودك را ديگر زنانِ جدِ كودك - جز مادربزرگ أو - شير دهند . 3 از برخى ، عدم حرمت أولاد صاحب شير وشير دهنده بر پدر كودك ، نقل شده است . 4

--> ( 1 ) . القواعد والفوائد 2 / 165 ؛ الدروس الشرعية 2 / 161 ؛ الروضة البهية 3 / 14 و 48 - 52 ( 2 ) . الخلاف 4 / 513 ؛ وسائل الشيعة 23 / 259 .